راهنمای جامع زحمت .... ؛ آخرین خبرها و اطلاعات جدید
-
تاریخ: 1405/5/1 ساعت: 11:05
اطلاعات جدیدی درباره «زحمت ....» منتشر شده که در ادامه مرور میکنیم. آخرین بررسیها نشان میدهد سالهــــــای سال تکه تکه شدنم را به تماشا نشستم .....حالا وقت آن شده تکه ها را جمع وجور کنم وصله پینه.....بچسبانم .....و دخترکی بند زده اما یک تکه !بسازم ...... اینطوری اقلا وقتی... در ادامه مهمترین جزئی...
نگاهی به گواه نگاه ... ؛ همه اطلاعات در یک نگاه
-
تاریخ: 1405/5/1 ساعت: 11:05
اگر به دنبال آخرین جزئیات درباره «به گواه نگاه ...» هستید، ادامه این گزارش را بخوانید. آنچه تاکنون منتشر شده حاکی از آن است که همه دخترکی را می بینند که پیــــرشد اما تاب آورد .... که چشمهایش دیگر نخندیدند اما دوام آورد ... .. تو اما ... هرجا که هستی .......! خــــــــــــــــــــــــوب میدانی... در...
آخرین جزئیات یکی .. ؛ جدیدترین تغییرات
-
تاریخ: 1405/5/1 ساعت: 11:05
اگر به دنبال آخرین جزئیات درباره «آن یکی ..» هستید، ادامه این گزارش را بخوانید. طبق گزارشهای موجود، در دنیای موازی ..دخترکی که مادر دارد و پدر نیز ...تا همیشـــــه !..دخترکی که نشکسته ونخواهد شکست ...خودش ، ایمان وباورها و قلبش ....دخترکی که چالخندش همیشــــــــه خدا " گود" است... در ادامه با جزئیا...
به گواه نگاه ...
-
تاریخ: 1403/4/31 ساعت: 2:59
همه دخترکی را می بینند که پیــــرشد اما تاب آورد ....که چشمهایش دیگر نخندیدند اما دوام آورد .....تو اما ...هرجا که هستی .......!خــــــــــــــــــــــــوب میدانی خــــــــــوب میبینیکه بعد از رفتنت ..از اوهیـــــــــــــــچ نماند ....هیچ ... Adblock test (Why?)
نرسیدن های ابدی ....
-
تاریخ: 1402/12/6 ساعت: 17:07
تولد مــادر .. .. با اولین برف زمستانی امسال رسید ... .. سومین تولدی که به او نرسید ....!
زحمت ....
-
تاریخ: 1402/11/8 ساعت: 1:56
سالهــــــای سال تکه تکه شدنم را به تماشا نشستم .....حالا وقت آن شده تکه ها را جمع وجور کنم وصله پینه.....بچسبانم .....و دخترکی بند زده اما یک تکه !بسازم ......اینطوری اقلا وقتی وقتش برسد ... " مرگـــــــــــــــــــــ " ...زحمت زیادی ِ بیخودیبرای جمع کردن وبردن تکه هایم نخواهد کشید ...Adblock test ...
دست ها ...
-
تاریخ: 1402/6/6 ساعت: 22:32
" دست ها "" دست هایت ..."" دستانم.."...دست ها اولین جملات بودند ...و دست ها ...آخرین بودند ......دستهایی که به جای گرفتن ..با مُشت .. ( نه حتی رها کردن...نه ! )آشنا بودند ..Adblock test (Why?)
سوالی تا همیشه ...
-
تاریخ: 1402/5/7 ساعت: 2:04
چگونه تـــــــــــــــــــو را در خاک گذاشتند که آسمان بهشت ... زیر قدمهایت ... فرو نریخت ؟؟! . .
ترکیب..
-
تاریخ: 1402/5/7 ساعت: 2:04
جهــــــــــــــــــــــــــان ... ، سنگدل ....و خـــــــــــــــــدا ... ، صبور ....این ترکیب ...، بدترین همزیستی ِ ممکن میتواند باشد .....Adblock test (Why?)
زنهار از این بیابان ...
-
تاریخ: 1402/5/7 ساعت: 2:04
ماهی سیاه کوچولوی معروف یک جایی میگفت : " راه که بیفتیم ترسمان به کلی میریزد ".....اما لسان الغیب .. یک جای دیگر خیلی خیلی قبل تر ..بهترش را گفت :" از هرطرف که رفتم .......................... " ..Adblock test (Why?)
دستی مرا ..
-
تاریخ: 1402/1/7 ساعت: 18:13
. در غریبانه ترین روزهای تقویم ایستاده ام ... . . با تیمارستانی در من... . که به همــــــــــــــــــــــۀ تخت هایش بسته اند مرا ! .
حسرت آغوش....
-
تاریخ: 1401/11/25 ساعت: 14:10
در میانه های رویا ... در تنها مجال دیدارش ..! چشمهایم لب گشودند ... گفت : " میدانم ..........."
پوست و استخوان ...
-
تاریخ: 1401/11/25 ساعت: 14:10
مــُــشتی استخوانم.. تـَـرَک خورده ... بسی شکستنی ... که هر صبح.. پوســــــــــــــــتی کلفت را ... تا خــِــرتلاق بالا می کشم ...
خساست ....
-
تاریخ: 1401/11/25 ساعت: 14:10
نشـــــــــــــد تو را از خدایت پس بگیرم .... نشد تو را از خدایت بدزدم.... کاش میشــد برای دقیقه ای حتی ... قرض ت بگیرم ...!
برای ...
-
تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 17:31
بــــــــــــــ رای همۀ مادرانی که در این روزهــــــای سیـــــــاه ...بی فرزند !و بــــــــــــــ رای همۀ فرزندانی که ..بی مادر شدند !بـــــــــــــــ رای همه شان ..که بــــــــ رای همیشه ..تا همیشه شان !حفره ای عمیــــــــــــــــــــق در قلب شان ...خواهد تپید !! Adblock test (Why?)
حسرت بوسه ...
-
تاریخ: 1401/4/23 ساعت: 10:41
اگر فقط قبل از نوشتن این سطرها نمرده بود ...صورتکش را زمین میگذاشت ..دستهایش را بالای سرش میگرفتومیگفت : " تسلیــــــــــــــم " !بعـــــــــــــــــــــــد ..با گــــــــردنش..که در چنبرۀ گرۀ قدیمی طناب ...پوسیده بود ..روی صندلی ای که سالهــــــــــــــا قبل افتاده بود ...سقوط میکرد ...وبازهم ...
خدای م ا د ر ...
-
تاریخ: 1401/4/23 ساعت: 10:41
و خدا مرا از زواید ِ دندۀ چپ ِ " نر" ی که قبل از من خلق کردنیافرید ... خــــــــــــــــــــــــدا بی شک مرا از تکه ای از آه هایش...قطره ای از اشک هایش ...رگه ای از اخمهایش...یا دردی که بر شقیقه اش تیــــــــــــــــر کشیده ... آه خودش...اشک خودش...چین وچروک اخم خودشو از دردهــــــــــــ...
رفت و نَ آمد ...
-
تاریخ: 1401/4/23 ساعت: 10:41
خـــــــــرداد آمد که تو رفتی ............
عداوت....
-
تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 11:28
دخت ِ آذر بود ...اما ..هیـــــــــــــچ کسی را سزاوار سوختن نمیدانست... پس به دندانهای اســـــــــــــــیدی ِ خاکستر ِ غروب ِ آخرین سه شنبه سال نسپردش ..! و نه به دست آب .. و نه در
غربت ِ آب ....
-
تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 11:28
دریــا در چشمانم ســَــر می رود بی آنکه گریسته باشم .. و من غـــــرق میشوم ... شنا کردن را نمیدانم ! و من خودش را نجات میدهد ... چون شنا کردن نمیداند !! لابلای بوسه های حباب آلود ِ